جعفر شهرى باف

12

طهران قديم ( فارسى )

به آژان بدهد و گرنه اياب و ذهاب او ممنوع ميگرديد . كاروانسرادارها عموما بطور هفتگى مقررى و تعهدى داشتند كه بايد پرداخت نمايند و دكاندارهائى كه خارج از حريم دكاكين در پا و پشت دكانهاى بسته بساط ميكردند و پاجرزىهائى كه چيزى براى فروش ميگذاشتند در زمره‌ى هفتگى بده‌ها قرار داشتند و غير دائمىها و تغيير و تبديل بكن‌هايشان كه بايد اين حق را به آژان‌هاى پست بپردازند و الّا نه در كاروانسراها بارى رفته بيرون مىآمد و نه بساط دكاندار و پادكانىها و جرزىها ميتوانستند سلامت مانده اجناسشان پخش و پلاى بازار نشده به زير دست و پا نرفته باشد . شيره‌خانه‌ها كلا هفتگىها و روزپرداختىهائى از پنجاه تا صد و پنجاه تومان داشتند كه صبح بصبح يا شب جمعه بشب جمعه بايد تحويل ميدادند و فاحشه‌خانه‌ها و قمارخانه‌دارها و عزب‌خانه‌دارها « 14 » به همين حساب كه شنبه به شنبه بايد تصفيه حساب نمايند و گرنه شب بصبح و صبح به ظهر و شنبه به يكشنبه نرسيده بود كه ( كاسه و كوزه ) « 15 » و چراغ و نگارى « 16 » و خانه و زندگيشان بهم ريخته ، ساقى « 17 » و شيره‌كش و صاحب‌خانه و بدكاره و بدكاره‌باز و قمارباز و ( تلكه‌بگير ) « 18 » ريسه شده بكميسرى آورده ميشدند و با ( دوسيه ) « 19 » روانه نظميه و از آنجا راهى عدليه ميشدند . دزدىها جميعا با قرارداد قبلى با كميسرى و آژان بانجام ميرسيد و چه بسا كه قبلا كالاهائى كه بايد بسرقت برود يا صندوق و دخل و گاوصندوقى زده شود در كميسرى تقويم « 20 » شده وجهش نقدا پرداخت ميگرديد و چه بسيار سرقت‌ها كه وسيله راهنمائى و معاضدت خود كميسرى بانجام رسيده كمك آژان عامل اصلى آن بشمار ميآمد ، به همين جهت

--> ( 14 ) . خانه‌هائى كه زن يا پسر از بيرون در آن ميبردند . ( 15 ) . غرض كاسه كوزه‌ى قمارخانه كه سمبل اين حرفه بشمار ميآيد مىباشد . كاسه ظرفى بود كه ده يك ده نيم قمارخانه‌دار را در آن ميانداختند و كوزه گلدان يا كوزهء كوچكى كه طاس‌هاى قمار را در آن تكان داده ميريختند . ( 16 ) . چراغ وسيله حرارتى كه شيره‌ى ترياك را روى آن سوزانده بكشند و نگارى وسيله‌اى كه شيره را روى آن بچسبانند . ( 17 ) . كسى كه نگارى را به دهان شيره‌كش گذارده آن را مهيا و آماده‌ى كشيدن نمايد . ( 18 ) . ده يك بگير ، باج‌گير قمار . ( 19 ) . پرونده . ( 20 ) . قيمت‌گذارى .